سلام دوست جونا خوبيد من هم خوبم البته بهترم
روز دوشنبه بعد از شركت تندي رفتم پيش مبلي
ولي بسته بود خلاصه آمپرم چسبيد داشتم قاطي ميكردم
خلاصه برگشتم خونه ساعت ۵ بود حاضر شدم و تمام پارچه ها مو برداشتم و رفتم خياطي اونجاهم خانومه گفت روز پنج شنبه بيا تا مدلهاي جديد
برات بدوزم خلاصه بعدش رفتم خونه ددا اينا و اونجا ددا قاطيان كلا تو فكر بود
ساعت ۶ بود مامان شوشو فرمان دادند چون كار خياطتون خيلي عاليه با خواهر شوشو بريد پارچه بخريد براي ايشون مان نيز اطاعت كرديم و رفتيم زرتشت و خريد پارچه ساعت ۸ هم رسيديم ![]()
خونه خلاصه شام هم نخوردم شب اونجا موندم صبح برگشتم خونه كه بيام شركت ولي خيلي حالم بد بود
و تا ساعت ۱۱ خوابيدم ساعت ۱۱ هم بلند شدم و رفتيم با مامان دلاوران پيش مبلي اونجا هم رنگشو عوض كردم شد بنفش تيره و روشن
خلاصه ميز نهار خوري هم ۸ نفره و ميز جلو مبلي و عسلي ها هم شد مدل ميز نهار خوري ولي در سايز هاي مخلتف خلاصه
بعدش اومدم خونه راستي مامان جونم زنگ زده و خواهر و دوتا برادرهاي ددا و مامان شوشو اينا رو براي افطاري ۵ شنبه دعوت كرده از همين جا ميگم دستت درد نكنه مامان جونم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه ديروز هم همش خونه بودم و هيچ كار خاصي انجام ندادم ![]()
![]()
راستي از همه دوستام ممنون كه همش بهم آرامش ميديد واقعا ممنون ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اين هم چند مدل لباس :
http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/21e6eea.jpg
http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/345g5jq.jpg
http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/6wrrln8.jpg
http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/DSC00036.JPG
http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/DSC00044.JPG


