تبليغاتX
Daisypath Wedding PicDaisypath Wedding Ticker روزانه هاي دودا

روزانه هاي دودا

روزانه هاي دودا

مرخصي

سلام دوست جونا خوبيد من هم خوبم البته بهترم

روز دوشنبه بعد از شركت تندي رفتم پيش مبلي ولي بسته بود خلاصه آمپرم چسبيد داشتم قاطي ميكردم خلاصه برگشتم خونه ساعت ۵ بود حاضر شدم و تمام پارچه ها مو برداشتم و رفتم خياطي اونجاهم خانومه گفت روز پنج شنبه بيا تا مدلهاي جديد برات بدوزم خلاصه بعدش رفتم خونه ددا اينا و اونجا ددا قاطيان كلا تو فكر بود ساعت ۶ بود مامان شوشو فرمان دادند چون كار خياطتون خيلي عاليه با خواهر شوشو بريد پارچه بخريد براي ايشون مان نيز اطاعت كرديم و رفتيم زرتشت و خريد پارچه ساعت ۸ هم رسيديم خونه خلاصه شام هم نخوردم شب اونجا موندم صبح برگشتم خونه كه بيام شركت ولي خيلي حالم بد بود و تا ساعت ۱۱ خوابيدم ساعت ۱۱ هم بلند شدم و رفتيم با مامان دلاوران پيش مبلي اونجا هم رنگشو عوض كردم شد بنفش تيره و روشن خلاصه ميز نهار خوري هم ۸ نفره و ميز جلو مبلي و عسلي ها هم شد مدل ميز نهار خوري ولي در سايز هاي مخلتف خلاصه بعدش اومدم خونه راستي مامان جونم زنگ زده و خواهر و دوتا برادرهاي ددا و مامان شوشو اينا رو براي افطاري ۵ شنبه دعوت كرده  از همين جا ميگم دستت درد نكنه مامان جونم

خلاصه ديروز هم همش خونه بودم و هيچ كار خاصي انجام ندادم

راستي از همه دوستام ممنون كه همش بهم آرامش ميديد واقعا ممنون

اين هم چند مدل لباس :

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/21e6eea.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/345g5jq.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/6wrrln8.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/DSC00036.JPG

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/DSC00044.JPG

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/e0oaz4.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/img0large.jpg

فاجعه

۱ اتفاق بد مبلي احمق جان زنگ زده ميگه پارچه مبلتون از تركيه بايد بياد بياد ۱ ديگه انتخاب نيد من خودمو بكشم يا اونو مثلا ميخواستم برم خياطي راستي ميز نهار خوري هم ۸ نفره شد خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مردم

ديروز

سلام ديروز توشركت به شدت حالم بد بود البته سرماي بسيار بدي خوردم خلاصه تا ساعت ۴ بوديم بعدش رفتم خونه كمي خوابيدم ساعت ۶ بامامان رفتيم پارچه خريديم و خلاصه بعدش ميخواستم صندل بخرم كه مغازه تعطيلي بود

راستش من اصلا نه حوصله و نه دوست دارم حنابندون بگيرم به خدا خيلي خسته هستم ولي طرف ددا اينا خيلي اصرار دارند امروز ساعت ۴ ميرم خياطي و خلاصه ببينم چي ميشه امروز هم خيلي حالم بد است گلو درد سرماي شديد خيلي حالم بد است همش استرس دارمممممممممممممممممممممممممممم

خريد مبلمان

سلام دوست جونا خوبيد من هم خوبم


راستش ديروز تا ساعت ۱ شركت بودم بعد مامان اومد دنبالم و با هم رفتيم دلاوران اونجا هم بعد از حدود ۳ ساعت گشتن آخر سر مبلمان رو سفارش دادم رنگ چرمش بنفش روشن رنگ تشك دوبل و كوسن ها هم همه بنفش تيره البته كوسنها يكي در ميون روشن و تيره است و ۱۰ تا كوسن زياد تر هم سفارش دادم از اين مدل كوچيكها كه پر كنم رو مبل ها رو بعدش ميز نهار خوري هم با اينكه گرد مد شده ولي مستطيل گرفتم آخه به نظرم گرد خيلي فضا ميگيره خلاصه اونهم صندلي هاش شد چرم بنفش قيمت ها هم ۱۹۰۰ خود مبل البته از ۲۴۰۰ رسيد به اين قيمت و نهار خوري هم ۸۲۰ شد با تخفيف ويژه البته اگه بد قولي نكنه گفته ۱۰ روزه ميده البته بدون ميز وسط و عسلي ميز وسط هم هنوز نخريدم ولي قيمتهاش خيلي بالا بود ۲۵۰ به بالا فقط يك ميز وسط مبل البته ارزون ترينتش عسلي هم از ۱۰۰ به بالا يود وبعدش رفتيم يك مغازه كه فقط كارش سرويس خواب بود و چه قدر مدلهاي نازي داشت در عرض ۵ دقيقه مدل رو انتخاب كردم و پيش پرداخت اون رو هم دادم اون رو گفت هر زمان بخواي آماده است همون روز ميفرستم بعدش هم دكوري هم يك مدل خيلي دينگولي و خيلي مدرن سفارش دادم رنگش قهوراي تيره است اون هم ۶۲۰ شد البته همه اينها كه گفتم اصلا عكس نگرفتم شرمنده به خدا تا آخر هفته كه دوباره براي ميز وسط ميخوام برم حتما از همشون عكس ميگيرم آها راستي خوشخواب رويا هم مدل سوپر آرام سفارش دادم ۱۶۰ تومان شد خلاصه ساعت ۶ هم خونه بوديم بعدش من رفتم خونه ددا اينا كه تشكها رو عوض كنيم با مامان ددا رفتيم و ۱۰ دقيقه هم برگشتيم افطار هم اونجا خوردم با اينكه روزه نبودم بعدش ددا رفت دنبال يكسري كار بيرون يعني بنگاه براي فروش آپارتمان من هم رفتم زرتشت و پارچه سبز ساتن چروك و حرير روشن براي لباس پاتختي سفارش دادم اونجا هم پارچه كت شلواري بسيار زيبا در حد مرگ خوشمل و البته گران پارچه اش شد ۱۲۰ تومان خلاصه شادو خرم برگشتم خونه با ددا هم تلفني صحبت كردم و بعدش هم لالا راستي چند تا مدل لباس ميزاذم ببينيد خوفه ؟


راستي اتاق خوابم چه رنگي باشه هال و پذيراي شد صورتي بنفش  به نظرتون قرمز يا آبي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/33at4ys.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/345g5jq.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/6wrrln8.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/e0oaz4.jpg

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/IMG_7382(1).jpg

 

 

 

فعلا باي باي همتون

سلام

سلام دوست جونا خوبيد من هم خوبم

راستش روز سه شنبه ازشركت رفتم به سمت گل سرخ و دوباره آلبوم هاشو ديديم به احتمال زياد همون جا ميريم و بعدش ددا زنگ زد . گفت شب برم اونجا افطاري مانيز پرواز كنان رفتيم  خلاصه شب هم اونجا موندم صبح هم ددا رفت سركار و من رفتم خونه دنبال مامان و با خوهر ددا رفتيم رفتيم خريد لوازم آرايش و حوله ساك و لوازم داماد و سفارش لباس عروس البته از ساعت ۱۰ رفتيم و ساعت ۸ بود برگشتيم بيشترين وقت رو هم لوازم آرايش گرفت خلاصه سشوار و بابليس و اتوي مو  و ..... غيره و براي ددا هم همه چي رو ست نيوا گرفتيم و لباس خواب ددا رو هم گرفتيم بعدش من چون خيلي خسته بودم اومديم خونه و كمي با ددا صحبت كردم و فرداش هم با ددا و مامان رفتيم كارت عروسي ديديم از چند تا ش خوشم اومد و لي هنوز سفارش ندادم خلاصه ساعت ۱ برگشتيم خونه من ساعت ۷ رفتم خونه ددا اينا دوباره شب هم رفتيم خونه برادرشون اخه خاله خانومش فوت شده بود و اونحا ۵۰ تومان پاگشا گرفتم البته همون برادر كه من ازش متنفرم

خلاصه صبح جمعه هم با مامان شوشو رفتيم ۴ تشك و ۶ تا بالش و ۴ تا پتو گلبافت گرفتيم البته تشكها چون لايكو نيست امروز ميرم عوض كنم

۲ تا تشكو ۲ تا بالش و ۲ پتو ددا و من ۲ تا تشك و ۴ تعا بالش و ۲ تا پتو و البته ۱ دونفره هم گرفتم خلاصه بعدش شب هم رفتم زرتشت پارچه كامل پولك دوزي شده صورتي خريدم براي پاتختي ولي مدل براش ندارم و هنوز هم مدل لباس حنا بندون ندارم ميشه لطفا برام مدل بزاريد

اين هم دو مدل كارت عروسي بازهم نظري داريد بفرماييد

راستي ساعت ۱ ميرم مبل سفارش بدم

راستي ۲ لباس عروسم شد پايينش همش تور و ولي ۷ ۸ و بسيار پر بالاش هم ساده دكلته و تورش هم گفتم مثل تور دامنم باشه تاج هم فعلا هيچي كفش هم خيلي ناناز شد

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/DSC00032.JPG

http://usera.ImageCave.com/mahmoudi/DSC00034.JPG

 

d0da

doda

d0da

http://d0da.blogfa.com

روزانه هاي دودا

روزانه هاي دودا

روزانه هاي دودا

من (دودا) هستم 26 ساله و همسر عزيزم (ددا) 29 ساله روزانه هاي خودم را اينجا ثبت ميكنم در تاريخ 23 خرداد ماه امسال بعد از حدود يكسال و نيم دوستي با عشقم عقد كرديم به اميد خدا بزودي هم داريم عروسي ميكنيم (كامنت شما دوستاي گلم رو تو قسمت نظرات جواب ميدم ) روزانه هاي دودا

روزانه هاي دودا

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ

template blog